خرید بک لینک
این یادداشت سبکی امروز صبح امتحان نگارش داشتیم. شب نخوابیدم، صبح هم نمیخواستم بخوابم، اما نشد. تاخیر زیادی نداشتم. از ۷۰ دقیقه چند نفر ۸۰ دقیقه نشستند. مراقبها مشغول صحبت فوتبالی بودند، به نوشتن ادامه دادم. بهترین انشاهای سال بدون فکر و از نظر خودم متوسط رو به ضعیف بود. بدون فکر نوشتم، شاید خوب با

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 2:13

این یادداشت چه عجب امروز صبح امتحان زیست دادم؛ سخت ترین درس و بدترین سوال های امتحان. فردا هم امتحان جغرافی داریم که شاید به اندازه عربی راحت باشه.امروز تاخیر نداشتم. حتی از محمدعلی سختگیر هم زودتر رسیدم. خودم هم تعجب کردم؛ اما حرفم نباید باد هوا باشه. چند دقیقه نشستم. استاد اومد. یکی از بچه ها رفته

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:59

این یادداشت ؟؟؟!!! امروز صبح امتحان جغرافی داشتیم. فکر میکردم بسادگی عربی باشه؛ اما سوال ها ریز بود. تقریبا تموم شد. فقط دوتا ساده مونده؛ اگه ساده باشه. دومین کاکتوس هم گرفتم. نمیدونم سومی کی و چی میگیرم.امروز هم زود به مسجد رسیدم. رحل و قرآن برداشتم و نشستم. یه جای خالی بود. نشستم. امروز هم ترتیل

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:59

این یادداشت حاج آقا؟!... امروز دوباره دیر به مسجد رسیدم. امیدوارم فقط برای امروز باشه. گاهی اوقات معجزه میشه و یه اتفاق خوب به شکل باور نکردنی میافته؛ بعضی وقتا برای من معجزه معکوس میشه. توی راه چندنفر با دست پر دیدم، فکر کردم امروز رنگ آمیزی داریم. به مسجد که رسیدم دیدم خبر خاصی نیست. توی گروه یه م

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:59

ولادت امام حسن مجتبی "ع" مبارک باد...این یادداشت اصن یه وضی فردا امتحان زبان داریم. راحته و میخواستم بخونم؛ اما امروز هم تا ظهر خوابیدم. امروز دیرتر از هرروز به مسجد رسیدم. لثه سمت راست نمیدونم چرا باد کرده بود و نامتقارن بودم؛ دستم جلوی دهنم بود. با نزدیک نیم ساعت تاخیر ۱۸۳۰ به مسجد رسیدم. آخرین نف

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:59

این یادداشت اوضاع خطرناک امروز صبح امتحان زبان خواب بودم. نزدیک شهریور بودم که از مدرسه زنگ زدند. نیم ساعت دیر رسیدم؛ اما ساده تر از عربی بود و وقت اضافه هم آوردم. چند لحظه دیرتر میرسیدم سه ماه دیگه باید دوباره میرسیدم.امروز میخواستم زود به مسجد برسم. اما برای رنگ آمیزی میخواستم دیر برسم. دست به د

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:59

این یادداشت دیر امروز باید زودتر از هرروز به مسجد میرسیدم که مجبور به کار با دست راست نباشم. اما دیرتر از هرروز یعنی ۱۸۳۰ به مسجد رسیدم. صحنهای دیدم که با نیم ساعت تاخیر انتظار نداشتم؛ ۳تا رحل و قرآن اضافه بود. وقتی نشستم محمدعلی آخرین آیه رو خوند و ترتیل تموم شد. استاد لبخندی زد و ماژیک برداشت. ا

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:59

این یادداشت فرصت فردا امتحان زیست داریم. بزرگترین درس حفظی و سخت ترین امتحان. فیزیک و شیمی راحت بود. هرچقدر هم که درس سخت تر باشه خوندنش سخت تر میشه. تا الان هم نگاهی به کتاب نکردهم. امروز زودتر بطرف مسجد حرکت کردم و زودتر رسیدم؛ اما ۱.۵ برابر بیشتر از هرروز طول کشید. امروز فقط ۱۰ دقیقه تاخیر داشتم

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 2:22

شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۶ یادداشت چهل و دوم امروز روز امتحان شیمی بود؛ درسی که باحاله، اما امتحانش ترسناک. خیلی درباره فیزیک مینویسم؛ شیمی بی سروصدا ضربه فنی میکنه. فیزیک راحت تر بود. بعدش هم زیست که بزرگترین مشکل یعنی حفظیات... زیست که بر دیگه تمومه.امروز هم با تاخیر به مسجد رسیدم. محمدعلی امروز هم ب

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 2:27

امروز هم تا نزدیک ظهر خواب بودم و درس نخوندم. زیست شناسی هم برای من جزو درسهای سخته خوندش سخت تر از حفظ شدنش. هرروزمان تاخیر، تاخیرمان بس دیر. امروز هم دیر به مسجد رسیدم. وقتی نشستم، استاد مستقیم گفت زودتر بیا. یعنی محمدجواد به استاد گفته؟ از فردا دیگه نمیتونم تاخیر داشته باشم. وقت ترتیل تموم شد و

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 2:27

این یادداشت تحریم صبح امتحان ادبیات داشتیم. امتحان خوب بود. حفظ شعر هم ساده بود؛ اما اشتباه خندهداری نوشتم. موقع برگشتن وانت های میوه کمتر بود و تضعیف روحیه نمیکرد. امروز هیچ کاری نداشتم. کمتر با موهای بلندم درگیر شدم. فردا دیگه اصلا درگیری ندارم. به موقع آماده شدم؛ اما مثل هرروز دیر حرکت کردم و ۱

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 2:26

از امروز میخواستم زود به مسجد برسم. کاری نداشتم، درگیری هم نداشتم؛ اما حرکت ساعت سریعتر از تصور من بود. ۵ دقیقه زودتر از دیروز و با سرعت زیاد حرکت کردم و با تناقض مخوف مثل دیروز دیر رسیدم. نشستم. محمدجواد دوباره گفت دیر اومدی. همیشه با معجزه معکوس تاخیر دارم؛ هیچ کاری هم که نداشته باشم دیر میرسم. چ

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 2:26

این یادداشت سختگیری امروز ۱۰ دقیقه زودتر حرکت کردم و ۵ دقیقه زودتر رسیدم. ازطرف خیابون دویدن رفتم و با سرعت زیاد حرکت کردم و ۱.۵ برابر دیرتر رسیدم؛ تناقض مخوف... ۱۸۲۰ به مسجد رسیدم. تا سه روز بعد شاید دیگه تاخیر نداشته باشم. نشستم و دوباره شخصیت ترسناک و دیدم؛ محمدعلی. امروز سوال ترسناک نپرسید. شای

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 2:26

تاخیر، تاخیر و باز هم تاخیر. دیگه جزو برنامه کلاس شده. این هفته هم دیر حرکت کردم. از طرف خیابون دویدن رفتم. عجله داشتم و به مغازه ها توجه نکردم. اینقدر چوب نخریدم که یادم رفت چی میخواستم درست کنم. با سرعت معمولی حرکت کردم و مثل همیشه ۱۰ دقیقه طول کشید تا به مسجد برسم. ساعت ۹ شده بود. رحل و قرآن برد

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 1:37

این هفته شروع خاصی ندارم. همین یه شروع جدید و خاصه. خیلی دیر حرکت کردم. به مسجد که رسیدم دیدم ساعت ۹ رسیده و کلاس جز گروه ما شروع شده. نشستم. بچه ها با لباس تابستونی نشسته بودند. سرگروه یه لحظه اومد و رفت. با مدیریت سید مرتضی ترتیل خوندیم. بخاطر جشن پتو اردوی سهشنبه خوشحال نبود. دور اول تجوید بود.

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 1:37

باز هم عذاب روحی؛ بدترین عذاب روحی: نمیدونم. لباس تابستونی مثل هر کار دیگه ای برای اولین بار سخته. سختی یی که منو ۱۰ دقیقه توی خونه نگه داشت. بالاخره حرکت کردم. باز هم اولین بار و خیابون خلوت دویدن. برای اینکه توجهی به سرعت نداشته باشم و تناقض مخوف پیش نیاد، یه قرائت قدیمی رو مرور کردم. از جلوی ۳تا

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 1:37

ولادت جامع الکلمه "عج" به اهالی جلسات قرآنی جامع الکلمه "عج" و همه شیعیان مبارک باد. دیگه تاخیر جزء اصلی زندگی م شده. مدرسه که تاخیر نمیخورم، بخاطر اینه که زنگ ۱۰ دقیقه دیرتر میخوره. دیشب بخاطر صدای ضعیف کارم طول کشید و خیلی دیرتر از هفته قبل حرکت کردم. دومین هفته هم از خیابون خلوت و تاریک دویدن رف

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 1:37

برای سرگروه نشدن تاخیر لازمه؛ اما نه به این اندازه. کار خاصی نداشتم. نمیدونم چرا نمیتونم زود برسم. دیشب هم مثل هر هفته که نه؛ خیلی دیرتر از هر هفته به مسجد رسیدم. مثل هفته های قبل، از خیابون تاریک و خلوت دویدن رفتم. با عجله حرکت کردم. چند لحظه بعد متوجه شدم سرعتم از همیشه کمتر بود. یعنی بخاطر همین ت

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 1:37

این یادداشت هنگ چرا باید همیشه با تاخیر یا فیزیک شروع کنم...این هفته هردو...دیروز، امروز، فردا میخواستم فیزیک بخونم؛ دیروز که هیچ، صبح امروز هم معلوم نیست. برای خودآزاری میخوام گرمای جمکران و تجربه کنم. امسال یادم بود که کلاس قبل از شبه. سالهای قبل این موقع سال از حواسپرتی ساعت هفت میرفتم کلاس؛ امس

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 1:37

حلول هلال رمضان بر همه مبارک... باید با فیزیک شروع کنم...شاید فقط یه بار دیگه با فیزیک شروع کنم. امروز امتحان فیزیک داشتم. خوب بود؛ امیدوارم مثل ترم اول توهم نباشه. خود آزاری با گرما هم کنسل شد. امروز میخواستم زودتر به مسجد برسم؛ اما یه جورایی دست خودم نیست و انگار باید تاخیر داشته باشم. با آرامش ح

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 1:37

این یادداشت استاد امروز هم مثل دیروز دیر رسیدم. با دست خالی بطرف سرگروه رفتم که ببینم به کدوم گروه منتقل شدم. گفت باید توی گروه استاد بنشینم. خیلی دیر رفته بودم و رحل نبود. وقتی نشستم فهمیدم دوتا رحل اضافه است. از استاد فاصله داشتم. وقتی نوبتم رسید با صدای بم و ضعیف شروع کردم. کنار استاد نشستم که صد

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 1:37

این یادداشت وحشت امروز امتحان عربی داشتم. درسی که بدون مطالعه زیاد ۲۰؛ اما امروز به سختی شاید. نزدیک ظهر هم که خسته برمی گشتم وانت های میوه میدیدم و داغون میشدم. امروز آرامش بیشتری نسبت به دیروز داشتم. آرامش جسمی بیشتری هم داشتم که اصلا حسش نبود. موهای بلندم تقریبا معضل شده و به تاخیر کمک میکنه.

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 1:37

این یادداشت ترسناک امروز هیچ کاری نداشتم؛ اما باید تاخیر داشته باشم. با سرعت زیاد حرکت کردم و با نیم ساعت تاخیر به کلاس رسیدم. امروز هم مثل روزهای قبل رحل نبود. استاد میگفت امروز خواب بوده و با تلفن یکی از سرگروه ها بیدار شده. خواب؛ مشکلی که تا چند هفته پیش داشتم اما الان فقط ۴ ساعت یعنی نصف قبلا م

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 1:37

صفحه بندی